در 1399/12/22
  • آموزش ذهن خوانی، آموزش تفکر به کودک، تفکر کودک، تفکر نوجوان، روانشناسی کودک و نوجوان،

  ( عادت ذهن خوانی )
تعریف ذهن خوانی:
ذهن خوانی اشتباه متداولی است که باعث نتیجه گیری بدون دلیل موجه می شود و در این حالت شما فکر میکنید که نظر دیگران را در مورد خود می دانید و مطمئن هستید که افکار خصمانه و غیر قابل تحملی در مورد شما دارند.
بدون دلیل متقاعد شده اید که می دانید در سر دیگران چه می گذرد و نشانه های منطقیِ دیگر را در نظر نمی گیرید. حال آنکه واقعیت چیز دیگری است و آنها حتی در مورد شما فکر هم نمی کنند.
مثالی برای ذهن خوانی:
مادر در حال تعریف کردن از تلاش و نمره ی بیست برادرتان برای پدربزرگ است و در طی این گفتگوی مفصل هیچ اشاره ای به شما و نمرات خوبتان ندارد.
در این جا شما ناگهان فکر میکنید که مادر از نمرات شما اصلا راضی نیست.
شما امکان دارد بسیار ناراحت شوید و این کار را عادلانه ندانید.
مشکلاتی که معمولا در طی ادامه ی ذهن خوانی برای شما پیش می آید:
- احساس ناراحتی و تحقیر
- احساس نا امنی و بی دست و پایی در شرایط اجتماعی
- ترس از قضاوت دیگران و خشم و دوری از مردم
- اضطراب اجتماعی
- تردید از خود
- خشم
- ترس و اضطراب اشتباه درباره ی دیگران
- تهدید دوستی های شما و در نهایت آسیب روابط
کلید مقابله با این عادت فکری اشتباه (ذهن خوانی ) :
- هرگاه شروع به قضاوت درباره ی نظر دیگران و خواندن ذهن آنها کردید، بلافاصله به خود یادآوری کنید که هیچ کس قادر به خواندن ذهن دیگران نیست.
- توجه دقیق به سخنان و زبان بدن افراد برای تعبیر سخنان و حالات آنها برای عکس العمل مطلوب.
نتیجه ی مثبت غلبه بر این عادت فکری (ذهن خوانی) :
- افزایش اعتماد به نفس و خشنودی در موقعیت های اجتماعی
- افزایش شجاعت
- تعامل بهتر با دوستان و دیگر افراد
- احساس رضایت از بودن در جمع و دوری نکردن از دیگران
بهتر عمل کنیم:
هدف، رسیدن به فکر( میتوانست چه منظور دیگری داشته باشد) است.
-اگر مراحل شناختی را بازسازی کنید، قادر خواهید بود تا از نتیجه گیری غلط درباره ی نظر دیگران رها شوید.
- باید سعی کنید تا به جای ارزیابی و قضاوت منفی، واقعیت ها را در نظر بگیرید و با بررسی واکنش ها، رفتار دیگران و سایر احتمالات ممکن، با نتیجه گیری غلط مبارزه کنید.
یادگیری مهارت:
با خود مهربان باشید:
- هرگاه فکر کردید که اشتباهی مرتکب شده اید یا دیگران نظر بدی نسبت به شما دارند، با خودتان مهربان باشید.
انسان ذاتا با کسانی که اشتباه کرده و خطایی مرتکب شده اند، بخشنده و مهربان است؛ زیرا همه میدانیم که هیچکس کامل و عاری از اشتباه نیست.
- همانطور که نسبت به دیگران مهربانید، نسبت به خودتان هم مهربان باشید.
- به جای سرزنش، بر نکات مثبت خود تمرکز کنید.
- با جملاتی نظیر ( من توانایی های زیادی دارم و دوستان خوبی که من را دوست دارند و من برایشان مهم هستم) خودتان را ببخشید.
- با این کارها از توانایی خود آگاه شده و درباره ی خودتان قضاوت منفی نمی کنید.
 
به یاد داشته باشید:
- کسانی که با این عادت (ذهن خوانی) درباره ی نظر دیگران قضاوت کرده اند، از بابت آن نگران می شوند.
- اگر این عادت غلط را مورد راستی آزمایی قرار دهید و از خودتان سوال کنید که: از کجا میتوانم درباره ی فکر (او) مطمئن شوم؟ چه تفسیری احتمال بیشتری دارد؟
- خواهید دید که با داشتن دیدگاهی واقعی، کمتر احساس اضطراب اجتماعی و محدودیت ارتباطی با دیگران خواهید داشت.
- به جای دوری گزینی، اعتماد به نفس کافی برای اتصال به دیگران و تجربه ی چیزهای تازه را به دست می آورید.

[عادلانه نیست]

■ یک اشتباه رایج است و عقاید درباره اتفاقات زندگی براساس انتظارات و خواسته های غیرواقعی شکل گرفته است و این انتظارها استاندارهای فکری را میسازد؛افراد گاهی فکر میکنند که بقیه باید ازداشته های خود چشم پوشی کنند تا آنها مبادا کم بیاورند،تا وقتی به این شکل فکر کنید عقاید و خواسته های بقیه برایتان مهم نیست وبرای فرصتهایی که آنها دارند و شما ندارید هیچوقت خوشحال نمی شوید. 

 
■ فرض کنید شما و دوستتان به یک جشن دعوت شده اید،او تنها می آید و شما مجبورید خواهر کوچکترتان راهمراه خود ببرید و معتقد هستید که عادلانه نیست چون شما باید حواستان به خواهر کوچکترتان باشد ولی دوستتان میتواند از جشن کاملا لذت ببرد.
تاثیرات منفی عادلانه نیست

1. تاثیرات منفی و مخرب روی دوستی شما و دیگران در نتیجه ناراحتی دو طرف.
2. وقتی تایید نمیشوید در نتیجه بداخلاقی و پرخاش میکنید.
3. بجای حل کردن مشکلات و پیدا کردن راه حل عصبانی میشوید واصلا شانس خود را امتحان نمیکنید.

  
کلید غلبه برعادت این عادلانه نیست

■ رشد از نظر پذیرش دورنی یعنی ما اتفاقات را بپذیریم،چون اتفاقات همیشه باب میل ما نمی افتد،پذیرش بزرگترین قدم است،وباعث میشود خشم درونی از بین برود.

■ بجای خشم و ناامیدی دنبال راه حل‌ ها بگردید و آنها را یادداشت
کنید،و به نظرات دیگران هم توجه کنید ممکن است کمکتان کند.

■ دلایل ذهنی اشتباه را کنار بگذارید و دست از قضاوت ناعادلانه بردارید.
رویا و مهتاب میخواهند به باشگاه بروند ولی مادر رویا زنگ میزند ومیگوید رویا باید برای مراقبت از برادرش در خانه بماند رویا میگویدعادلانه نیست و تا آخرشب ناراحت است

■ خطای رویا:حق بودن خواسته خودش و در نظر نگرفتن خواسته مادرش

■ احساس رویا:ناراحت بودن،خشمگین و تحریک پذیر بودن

■ عکس العمل بدن رویا:دست های گره کرده و دل درد،عضلات منقبض شده

■ فکر و برنامه مثبت رویا:۱-کنسل کردن برنامه ورزشی۲-گوش کردن به حرفمادر۳-عذرخواهی از مادر بخاطر بی ادبی۴-وجود فرصت های زیاد برای تفریح با رویا
 
سعی کنید خود را بجای دیگران بگذارید و این مهارت را در درون خود
.پرورش دهید درنتیجه همدلی و همفکری بیشترمیشود

■ بجای پررنگ کردن نقاط تیره و قربانی کردن خود،نقاط مثبت خود راپیدا کنید و حس رضایتمندی را در خودتان بوجود آورید.

■ امور دنیا ممکن است مخالف و یا مطابق میل ما باشد،پس بهتره هنگام خشم ارامتر باشیم،به عادلانه یا عادلانه نبودن فکر نکنیم،و خودمان رابجای دیگران بگذاریم.

 باید بیشتر بدانیم
نوجوانانی که این عادت را دارند، همیشه قوانین سخت و غیر قابل انعطافی رابرای رفتار خود، خانواده و دوستانشان در نظر دارند. البته باید گاهی بر اساس اصول و به شیوه ای قاعده مند رفتار کرد، برای مثال «من باید برای امتحان فردا به خوبی مطالعه کنم، یا ما باید با این کمک معلم کنار بیاییم».
اما افرادی که برای خودشان اصول سخت و غیر واقعی را می گذرانند- یا از دیگران دارند تا مطابق آن عمل نمایند – معمولا ناامید ، آزرده یا عصبانی خواهند شد چرا که انتظارات آنها برآورده نمی شود. آنها سایر اشکال رفتاری را که می تواند منطقی و قابل قبول باشد، کاملا رد می کنند.
اگر شما دارای تفکر «من باید» باشید، مصلا اگر یک نت را در کنسرت موسیقی مدرسه اشتباه اجرا کنید، از خودتان متنفر شده و فکر می کنید که «من باید همیشه بخش خودم را بدون هیچ اشکالی اجرا کنم!». یا وقتی در یک مهمانی از ترس هم صحبتی با دیگران، احساس بی دست و پایی کرده و وقتی به خانه بر می گردید با خودتان می گویید : «من باید بامزه تر رفتار می کردم».
 
چنین افکار متعصبانه ای درست پیش نمی روند چرا که همه اشتباه می کنند.
همچنین اگر دارای تفکر «او باید یا شما باید»، باشید، همواره از طرف دوستان آزرده و رنجیده خواهید شد. مثلا «او باید برای تولد من کمک بیشتری می کرد یا او باید بلافاصله جواب پیام من را می داد». اشتباه اصلی اینجاست که شما فراموش کردید که دیگران درگیر زندگی خودشان بوده و در شرایط کاملا متفاوتی باشند. این کاملا عادی است که دیگران اغلب برای انجام دادن یا انجام ندادن کاری، دلیل شخصی خودشان را داشته باشند.
گاهی مشکل اینجاست که شما برای دنیا قوانینی را در نظر دارید تا همه چیز به شکل دلخواهتان پیش برود، در حالیکه واقعیت چیز دیگری است. مثلا این فکر که دوستان واقعی هرگز بحث نمی کنند یا معلم نباید برای تعطیلات تکلیف تعیین کند.
انتخاب چنین الگوهای غیر قابل انعطافی اغلب به احساس خیانت دیدن، گناه، تعصب، ناامیدی، عصبانیت و افسردگی منجر خواهد شد. وقتی شما فقط اصول خودتان را بدون در نظر گرفتن شرایط دیگران بکار برید، احتمالا شاهد کوتاهی آنها خواهید شد و این آغاز قطع ارتباط با دیگران است.
اینکه ما وظیفه دیگران را مشخص کنیم، اشتباه است چون مردم به شیوه و دلیل خودشان عمل می کنند که این تفاوت باعث عصبانیت شما می گردد. در نتیجه از آنها دوری کرده یا طردشان می کنید.
کلید مقابله با این عادت اشتباه آن است که به شدت مراقب بایدها و نبایده ای خود باشید و بدانید که کدام یک واقعی، قابل انتظار و کمک کننده و کدام فقط خواست و میل شماست. هرگاه دریافتید که این «باید» منطقی و لازم است، مثلا «اونباید رانندگی کند چون هنوز گواهینامه ندارد» به استانداردهای مهم دست یافتید. از سوی دیگر، هرگاه احساس کردید که این «باید» حاصل ترجیح و میل شخصی شماست،از آن دست کشیده و هوشمندانه ساید احتمالات را در نظر آوردید. افکار سازگارانه ای مانند :«چه خوب اگر... یا من ترجیح می دهم... یا این کمک می کند اگر....». به یاد داشته باشید که روش های بسیار متنوعی کارآمد و درست هستند.
نتیجه نهائی غلبه بر این عادت، رضایت و خوشنودی از شرایطی است که در آن قرار دارید و دیگر بابت هر چیزی ناراحت و عصبانی نخواهید شد. این کار باعث میشود تا خودتان را بهتر پذیرفته و در کل، سازگاری و انعطاف بیشتری داشته باشید. با هر شرایطی به راحتی کنار آمده و از احساس گناه و افسردگی دور شوید. همچنین ارتباط شما با دوستان و خانواده بهبود یافته و این خود به سوی شادتر بودن خواهد رفت.
 
 
بهتر عمل کنیم
 
هدف رسیدن این فکر «خوب نیست اگر ....»است. مقابله با وضعیت «باید ها و نبایدها» شما را از قانون گذاری دور می کند. از خودتان بپرسید که آیا این «باید» واقعا منطقی و درست است؟ دیگر چه احتمالاتی وجود دارد؟ و اگر این فکر نتیجه ترجیح شخصی تان بود، آن را کنار گذاشته و اجازه دهید تا اتفاقات به شیوه ای متفاوت رقم بخورند.
 
تمرین کنیم : بازسازی شناختی
 
کاملیا ساعت 10 صبح جمعه تمرین تئاتر داشت. خوشحال بود که می تواند با اتومبیل به آنجا برود چون هفته پیش گواهینامه گرفته بود؛ اما به خاطر ترافیک شدید، ده دقیقه دیر شده بود. او بلافاصله از اینکه وظیفه اش را درست انجام نداده ناراحت شده و خودش را سرزنش می کرد که «من هرگز نباید دیر برسم»، تمرین سر ساعت شروع شده و من به خاطر تأخیرم بازخواست می شوم. با سرعت شروع به دویدن کرد امابالاخره دیر رسید و تفکر «من باید» او را به شدت ناراحت کرد.    
   
  خطای فکری کاملیا : اینکه سر وقت برسیم بسیار خوب است امافکر او غلط بود چرا که در این تأخیر، تقصیری نداشت. کاملیا متعصبانه به قانون نگاه می کند و انعطاف ندارد.
 
در نتیجه فکر «همه یا هیچ» چه کاری را انجام می دهد (چه کاری را انجام نمی دهد؟)به علت مرور تأخیر و سرزنش خودش، تمرکزش را در تمرین از دست داده و اجرای خوبی ندارد.
            او چه احساسی دارد؟ اوواقعا از دست خودش ناراحت و آزرده بوده و انگیزه اجرای خوب تمرین را از دست داده است.
    در این وضعیت بدن اوچه عکس العملی دارد؟ عضلاتش گرفته، فک او قفل شده و احساس میکند که نمی تواند سریع را برود. 
√ راستی آزمایی: کاملیا به جای این عادت بهتر است از خودش بپرسد: «دیر نرسیدن یک قانون واقعی است یا گاهی اتفاق می افتد؟ آیا به خاطر چیزی که تقصیری در آن نداشتم از دست خودم ناراحتم؟ آیا این کار خیلی بزرگ نکردم؟»  
آیا زمان خروج من از خانه در شرایط معمولی مناسب بود؟». همچنین او باید توجه داشته باشد که تعصب کمکی به او نکرده و تنها باعث خراب کردن وقت و احساس بد او می شود.

     فکر و برنامه مثبت کاملیا : من تقریبا هیچ وقت تأخیر نداشتم. امروز هم تمام تلاشم را کردم تا دیر نرسم، اما فایده ای نداشت. وقتی کنترلی بر اوضاع ندارم، باید به خودم اجازه اشتباه بدهم، حتی اگر مربی توبیخ هم مهم نیست. 
     نتیجه نهایی: چطور فکر و برنامه مثبت، وضعیت کاملیا را بهبود می بخشد؟ داشتن دیدگاه درست نسبت به تأخیر، به کاملیا کمک می کند تا بر احساس گناه و خجالت فائق شود. وقتی هفته آینده سر وقت برسد، دوباره آراوم امیدوار خواهد شد. شما هم مانند کاملیا به سرعت به قدرت چنین تفکرات مثبتی پی خواهید برد: من دوست دارم که...،چه خوب می شداگر..» به جای«من باید
فعالیت 1 : گام به گام تمرین کنیم
بابک قصد داشت تا هفته آینده در یک مسابقه علمی بین استان های کشور شرکت کند؛ اما این هفته برف و کولاک شدیدی راه های چند استان را مسدود نموده و مسئولان تصمیم گرفتند تا این مسابقات را لغو کنند. همچنین اعلام شد که به خاطر نزدیک شدن فصل امتحانات امکان برگزاری مجدد مسابقه فراهم نیست. بابک بسیار ناراحت بود. بعد از مدرسه با برادرش به خاطر بازی با کامپیوتر دعوا کرده و تصمیم گرفته بود تا اصلا تکلیف مدرسه را انجام ندهد. وقتی مادرش از او سوال کرد که چه اتفاقی افتاده و دلیل ناراحتی او چیست، فریاد زد که «چرا تیم های آن نمی توانند بیایند؟ آنها باید در هر صورتی مسابقه را برگزار می کردند».
     
خطای فکری بابک چیست ؟
________________________________________________
> در نتیجه فکر «آنها باید» چه کاری را انجام می دهد (چه کاری را انجام نمی دهد)؟
________________________________________________
         بابک چه احساسی دارد؟
حسادت ​وحشت ​​سوءتفاهم ​​خشم
ناسازگار​غم​​ا نزجار​​رنجیدن
سردرگرمی ​تنهایی ​​نگرانی ​​درمانده
مضطرب​ طردشدگی ​ناامید​​ پرانرژی
افسرده​​ آزردگی​​ ناراحت ​​مأیوس
بدبختی​        خنثی​​      عصبانیت ​​رضایت
سایر موارد: ________________________________________________
 
     در این وضعیت بدن او چه عکس العملی دارد؟ 
لرزش​​​ گرفتگی عضلات ​​​داغ شدن ​​​تپش قلب
تنفس سریع​​ احساس کندی کردن​ ​عرق کردن​​ ​سرگیجه
دل درد ​​​شلی عضلات ​​​​اخم کردن ​​​سردرد
قرمزشدن صورت​ خندیدن ​​​​احساس سنگینی کرد ن​خشک کردن
خشکی گردن​​ احساس خفگر کردن ​​مشت گرده کردن ​​قفل شدن فک
کرخت شدن​​ خشک شدن دهان ​​​احساس بی وزنی​ ​سیاهی رفتن چشم
سایر موراد :_____________________
√ راستی آزمایی : بابک برای بررسی وضعیت می تواند از خودش بپرسد «آیا درست است که انتظار داشته باشک مسئولان مسابقه همان کاری را که من دوست دارم انجام بدهند؟ فکر من دلیل منطقی دارد یا فقط ترجیح من این است؟» پاسخ های احتمالی بابک در پاسخ به این سوالات را در بخش زیر نوشته و بررسی کنید که اوچطور می تواند بر این فکر منفی غلبه کند

  فکر و برنامه مثبت بابک : من واقعا برای این مسابقه تلاش کردم. اگر همه چیز طبق نقشه من پیش می رفت، عالی بود اما مسئولان باید فکر امنیت سایران هم باشند. امیدوارم، مسابقه مجددا برگزار بشود، اما اگر این اتفاق نیفتاد هم مهم نیست. می توانم آمادگی خودک رادر زمان دیگری هم به دست بیاورم. 
     نتیجه نهایی : چطور فکر و برنامه مثبت، وضعیت بابک را بهبود می بخشد؟ درباره تأثیرات مثبتی که این کار بر خلق، احساسات بدنی، رفتار  وارتباطات اوخواهد گذاشت، بحث کنید.
_________________________________________________________________________________________________________
 
فعالیت 2 : عادت خود را تغییر دهید
   
 به زمانی بیندیشید که شما هم در رابطه با خود، والدین یا دوستانتان فکر «باید» داشتید. توصیف کنید که چه اتفاقی افتاده و خطای فکری شما چه بوده است.
________________________________________________
________________________
>در نتیجه فکر «باید» چه کاری را انجام دادید (چه کاری را انجام ندادید)؟
____________________________________________
             این فکر چه احساسی را در شما به وجود آورد؟
________________________________________________
   عکس العمل بدن شما چه بود؟
________________________________________________
 
√ راستی آزمایی: به جای این عادت غلط باید به خودتان چه بگویید؟ مثلا «آیا انتظار من در این مورد درست بوده است؟ اگر به جای آن، فکر می کردن که»چه خوب بود اگر... «چه وضعیتی پیش می آمد؟ تعصب در این فکر چه کمکی به من کرد؟ این فکر چطور به من آسیب زد؟».
بعد از بررسی این سؤالات، در بخش زیر بنویسید که برای غلبه بر این موقعیت چه پاسخ هایی به خودتان خواهید داد.
________________________
________________________
 
  به جای اشتباه، چه فکری میتواند واقعی تر و کمک کننده باشد؟
________________________________________________
    برنامه خودتان را توضیح دهید:
________________________
      نتیجه نهایی: چطور این فکر و برنامه مثبت، وضعیت شما را بهبود می بخشد؟ درباره تأثیرات مثبتی که این کار بر خلق، احساسات بدنی، رفتار و ارتباطات شما خواهد گذاشت، بحث کنید.
________________________________________________
وقتی دریافتید که این «بایدها» بیش از واقعیت ، آرزوی شما هستند، کمتر بر آنها پافشاری کرده و خود را خواهید بخشید. با انجام تمرین زیر این تغییرات را بیشتر حس کنید.
 
 
امتحان کنید : شما باید؟
وضعیت های «باید» زیر را مطالعه کرده و هر کدام که درست و منطقی است علامت بزنید. در هر مورد که به نظرتان دلیل موجهی ندارد، ضربدر زده و بنویسید «بهتر بود اگر....»
در ستون سوم، دلیل پاسخ خود را به احضار توضیح دهید.
توضیحات
علامت √ یا ×
وضعیت
  
من سریع ترین دونده تیم هستم. همیشه باید در دو صد متر، نفر اول شوم.

 
خواهر من بی ادب است. او نباید به والدینمان توهین کند.
 
امتحان تاریخ فردا مهم است. باید امشب خوب مطالعه کنم.
 
اکثر کارهای این پژوهش را من انجام دادم. آنها باید با نظر من موافقت کنند.
 
او دوست دوست من است و باید برای تولدش من را هم دعوت کند.
 
والدینم باید پول اردوی اسکی من را هر جور شده فراهم کنند.
 
من تا هروقت که میخواهم باید بیدار بمانم.
 
من نمی خواهم امشب پدربزرگ را ببینم. والدینم باید به من اجازه بدهند که با دوستانم بیرون باشم.
 
اگرچه نمره خوبی گرفتم، ولی باید همیشه بیست بگیرم.

 
او در حال رانندگی نباید پیام بدهد. 
قواعدی را که برای خود ودیگران وضع کردید، بر اساس اهمیت و ضرورتشان بررسی کنید. این کار کمک می کند تامواردغیرواقعی را که به شما صدمه می زند، کنار گذاشته و به  طور معمول سازگارتر و انعطاف پذیرتر شوید. از این طریق به جای احساس، یاس یا اضطراب؛ از پذیرش خود و دیگران همان طور که هستید، لذت می برید.

بهتر عمل کنیم
یادگیری مهارت : ذهن آگاهی
ذهن آگاهی تمرین زندگی در زمان حال است. هدف، دور ساختن همه افکار مربوط به گذشته و آینده؛ و تمرکز کامل بر واقعیاتی است که اینجا و اکنون رخ می دهد. با تمرین این مهارت کاملا در لحظه حضور داشته و توانایی  تجربه بدون قضاوت و بدون تحمیل عقاید خود را خواهید یافت.در همان حال، ذهن شما از هر نگرانی غیر ضروری مربوط به گذشته و آینده رها می شود. تمرین ذهن آگاهی کمک می کند تا از دست افکر بی پایان ناخوشایند  زمان گذشته آزاد شده و از غم و افسردگی ناشی از آن نجات یابید. همچنین ذهن آگاهی موجب قطع وسواس فکری و اضطراب درباره آینده خواهد شد.
تمرکز بر زمان حال، ممکن است سخت باشد؛ چون لازم است تا تفکرات نامحدود منفی را خاموش کنید.
برای ذهن آگاهی سعی نمایید تا چشمان خود را بسته و فقط بر تنفستان تمرکز کرده و هوایی که وارد و خارج می شود را حس کنید. تمام توجه خود را معطوف صدای تنفستان کنید. اگر ذهنتان منحرف شد طبیعی است، دوباره بر تنفس و صدای درونتان تمرکز کنید.
این کار را تنها در سکوت و هنگام نشستن تمرین نکیند. خوب است تا ضمن انجام فعالیت های روزانه نیز بر هر لحظه ای که می گذرد، تمرکز نمایید. هنگام دوچرخه سواری یا در مدرسه، بر هر لحطه توجه نموده و در آن شناور شوید.
امتحان کنید
یک بسته شکلات یا یک پاکت چیپس را انتخاب کنید. خوب به آن توجه نمایید. این بسته را کنار گوشتان نگه داشته و به آرامی با انگشتان خود، بسته را به صدا در آورید. به صدای آن دقت نمایید. انگشتان شما چه احساسی دارند؟ حالا بسته را باز کنید. چه صدایی می شنوید؟ شکلات یا چیپس در دست شما چگونه احساس می شوند؟ شبیه چیست؟ چه رنگ هایی در آن وجود دارد؟ حالا خوب آن را بو کنید. به ترکیب بوها بدون در نظر گرفتن چیستی آن، توجه نمایید. شکلات یا چیپس را به آرامی روی زبانتان بگذارید. نجوید، فقط چند لحظه طعم آن را در  دهانتان حس کنید. اجازه دهید شکلات، آب شده یا چیپس نرم شود. به آرامی شروع به جویدن کرده و آن را مزه مزه نمایید. تا نهایتا قورت دهید. وقتی با ذهن آگاهی چیزی خورده یا هر کار دیگری انجام دهید، به جای آنکه به گذشته یا آینده فکر کنید، قدردان لحظه به لحظه زندگی خواهید بود.
ذهن آگاهی، راهی درست برای مقابله با عادت های اشتباه است. مثلا کاملیا به جای سرزنش بی پایان خود برای تأخیر، باید به حس خوشایندی که هوا و بدنش هنگام
دویدن دارند، توجه می کرد. قطع چرخه تفکر «من باید» به او کمک می کرد تا تأخیرش را با دیدگاهی باز بررسی نموده و عملکردش را در تمرین بهبود بخشد. صرف زمان در لحظه ای فارغ از هر گونه قضاوت، کمک می کند تا از نتایج منفی غم، اضطراب یا خشم ناشی از تفکرات اشتباه که در این کتاب اشاره شده، رهایی یابید. 
 
 
نمایی از عادت «من باید، شما باید»
تفکرات سخت و متعصبانه «بایدها و نبایدها» را به آنچه آرزو داشته و یا ترجیح می دهید، تبدیل نمایید تا شما را سازگار و انعطاف پذیر سازد. وقتی با وضعیتی روبرو شدید که انتظار دارید شکل دیگری باشد، به جای ناراحت شدن باید توانایی بررسی و راستی آزمایی آن را داشته باشید. در این حالت به خاطر تصور شکست خود، کمتر ناراحت شده و دوستی هایتان به واسطه قضاوت کمتر و پذیرش بیشتر، بهبود خواهند یافت.
زندگی با انتظارات سخت را متوقف نمایید تا از غیر منتظره های زندگی لذت ببرید.
به یاد داشته باشید که :
نوجوانانی با عادت «من باید، شما باید» به اصول و قوانین سخت و غیر منطقی اعتقاد دارند. هرگاه که حوادث بر خلاف انتظار آنها پیش رود، ناامید شده و از دیگران ناراحت میشوند.
شما می توانید این عادت اشتباه را مورد راستی آزمایی قرار داده و از خودتان سوال کنید : آیا این «باید» غیر منطقی نیست؟ این یک امر واقعی یا چیزی است که من دوست دارم اتفاق بیفتد؟ این اصول سخت چطور به من کمک می کند؟ این اصول سخت چطور به من آسیب می زند؟
با شکستن این عادت غلط، بر خود و دیگران کمتر سخت می گیرید. هر چه انعطاف پذیرتر شوید، تصورتان از خود و دیگران بهترشده و روابطتان با آنها بهبود خواهد یافت.

پیام بگذارید...

تشخیص انسانی
این سوال برای بررسی این است که شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و برای جلوگیری از ارسال اسپم خودکار می باشد.
7 + 2 =
این سوال ساده ریاضی را پاسخ دهید. به عنوان مثال 1+3 برابراست با 4.